أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
5
قانون ( فارسى )
گفتار اوّل تب روزانه فصل اوّل تب چيست ؟ مىگوييم : تب عبارت از حرارتى بيگانه است كه در قلب شعلهور مىشود و به وسيلهء روان و خون ، اين حرارت التهابى از قلب به شريانها و رگها سرايت مىكند و در نتيجه سراسر بدن انسان چنان شعلهور مىشود كه از كاربرد طبيعى عاجز مىماند و نمىتواند كارهاى لازم و طبيعى خود را چنان كه بايد و شايد انجام دهد . اين حرارت بيگانه كه از قلب شروع مىكند و به وسيلهء روان و شريان و رگها در سراسر جسم آدمى مىپراكند و كار طبيعى انسان را به نابسامانى مىكشاند ، به حرارتى كه از اثر خشم يا خستگى زياد رخ مىدهد شبيه نيست ؛ مگر اينكه از حرارت ناشى از خشم يا خستگى در كار ، كار لازم انسان خلل بيند و جسم به درد آيد كه در اين حالت مىتوان گفت تا اندازهاى به هم شباهت دارند . امّا در حقيقت اين دو حالت يكى نيستند . گروهى از دانشمندان براى تعريف تب دو تعبير دارند و مىگويند تب عموما دو نوع است : 1 - تبى كه خودش بيمارى مستقلى است و واسطهاى در ميان حالت تب و جسم تبزده نيست . 2 - تبى هست عرضى ( روىآور ) يعنى حالتى خاص در بدن رخ داده كه تب از اثر آن روى آورده است . بنابراين تقسيمات ، تبى كه از اثر پيدا شدن ورم در تن انسان پديد مىآيد تب اصلى و مستقل نيست . بلكه تب روىآور است ؛ زيرا واسطهاى در ميان هست كه ورم است و از تأثير ورم تب رخ داده است . واضحتر بگوييم . آنها مىگويند كه سبب تب اگر عفونى باشد بايد آن را تب مستقل ناميد ؛ زيرا هرچند عفونت خود يك بيمارى نيست امّا سبب بيمارى مىشود . ليكن اگر تب از اثر ورم است ، ورم خود به خود نوعى بيمارى است و گاهى كه سبب تب مىشود ، ورم واسطهء تب است كه تب خودش بيمارى است . بايد اين حالت تب ناشى از ورم را تب روىآور ( عرضى ) ناميد . در اينجا سؤالى پيش مىآيد ، اگر تب ناشى از ورم در تن آدمى حرارت و درد ناشى از تب را